مقالات
مهارتهای مطالعه و فنون تحقیق (مطالعه موردی)
نقش هنر خوشنویسی در تعامل و نزدیکی فرهنگ ها و تمدن ها
تحقیق درباره صادق هدایت
بررسی میزان انطباق شیوه موجود در مدیریت کلاسیک دبیران علوم با مؤلفه های رویکرد مشارکتی (بر اساس نظریه دیوید جانسون و راجر جانسون)
بودجه بندی آموزشی و اجرای آموزشی آن
و ...
خلاقيت ، نوآوري و بهره وري نيروي انساني
«چكيده »
اصلي ترين هدف هر سازمان دستيابي به بهره وري بهينه است . آن دسته از سازمانهايي كه به اهميت نقش منابع انساني در بهبود بهره وري پي برده اند ، ارزش قدرت نيروي كار متعهد و در صحنه را ميدانند . لذا منابع مهم و انرژي هاي فراواني از مديريت را صرف ايجاد محيطي مي نمايند كه كاركنان بتوانند با حد اكثر توان بالقوه شناختي – هيجاني و رفتاري خود در بهبود عملكرد سهيم باشند .
افزايش خلاقيت در سازمانها ميتواند به ارتقاي كميت و كيفيت خدمات ، كاهش هزينه ها ، جلوگيري از اتلاف منابع ، كاهش بروكراسي و بالتبع افزايش كارآيي و بهره وري و ايجاد انگيزش در رضايت شغلي در كاركنان منجر گردد .
در اين مقاله مفهوم خلاقيت و مؤلفه هاي آن و نوآوري كه از خصيصه هاي آحاد بشر است و انگيزش و شرايط محيطي آن را آشكار مي كند ، از ديدگاه سازماني مورد بررسي قرار ميگيرد . از آنجايي كه عمده كار و فعاليت انسان در سازمان ها انجام گرفته و عامل ايجاد پرورش خلاقيت ، در محدوده علم و هنر مديريت است . و سپس بهره وري در سازمان ها در ابعاد ستاده ها و نهاده هاي مورد نياز آن سازمان تعريف شده و بر اساس فرمول ساده (برون داد ÷ درون داد = بهره وري) با توجه به آنكه ميتوانيم با بهبود اين نسبت بر ميزان بهره وري سازمان بيفزائيم به اين معني كه با سطح معيني از نهاده ها ستاده هاي بيشتر و بهتري دريافت نمائيم تحليل ميگردد .
پرورش خلاقيت و به همراه ان محصول اين فرآيند يعني نو آوري ، در نهاده ها موجب بالا بردن سطح اثر گذاري و كارآيي كاركنان خصوصا در بخش سازمانهاي آموزشي گرديده و طبق فرآيند حل خلاق مسئله در شرايط ايده آل ( حقيقت يابي – ايده يابي و راه حل يابي ) سازمان ميتواند با تغييرات وارده به سيستم همسو شده و به هدف بهره وري بيشتر دست يابد .
حال اگر مطلب فوق را بصورت معادله مقابل نشان دهيم :
نوآوري + بهره وري بهبود مستمر عملكرد
مشاهده مي شود خلاقيت و بموجب آن دستيابي به نوآوري و بالا رفتن اثر بخشي و كارآيي كاركنان ميتواند حركت سازمانها را نسبت به تغييرات جهاني هم محور و بصورت مستمر بالنده سازد .
همچنين بحث در باره تئوري اسناد و رابطه انگيزش و خلاقيت و بهبود عملكرد در چند دهه اخير و قواعد جديد مديريت در مقاله دكتر ويليام رنالد كه توسط دكتر توردال ( رئيس كنفدراسيون جهاني بهره وري ) ارائه گرديده است ره يافت هايي بر مسئله است .
و نهايتا ويژگيهاي فرد خلاق – تكنيكها خلاقيت در سازمانها و روشهاي آموزش خلاقيت كه ميتواند موجب رشد و شكوفايي استعداد ها و دستيابي به خود شكوفايي نيروي انساني ، افزايش كميت و كيفيت توليدات و خدمات ، كاهش هزينه ها و ارتقاء سطح بهداشت رواني و رضايت شغلي كاركنان سازمان و درنتيجه ارتقاء بهره وري و رشد و بالندگي سازمان گردد ارائه مي شود .
زنان و توسعه پايدار
«چكيده »
فرآيند توسعه يافتگي و پيشرفت ، آرماني است كه همواره مورد توجه كشورهاي مختلف بوده است . همه جوامع از داشتن مردماني سالم ، تحصيل كرده ، آزاد و توانمند و مرفه خوشحال خواهند بود و فقر و بي سوادي ، وابستگي ، اختناق و انزواي جهاني را نمي پسندند . تجارب جديد توسعه ، انسان را محور اصلي توسعه قرار مي دهد و بر اين نكته تاكيد دارد كه دستيابي به اهداف توسعه جز با وجود انسانهاي آزاد ، خلاق و خردمند ميسر نيست . لذا تلاش براي فراهم كردن محيط رشد و شكوفايي انسان از اقدامات اوليه براي توسعه يافتگي خواهد بود كه بيانگر نقش بسزاي دولت ها در تامين نهاد هاي لازم براي دستيابي به توسعه بيشتر مي باشد كه از جمله وظايف اصلي دولتها خواهد بود .
در اين رابطه انتظار ميرود اقشار وگروه هاي جامعه در هدف نهايي فرآيند توسعه كه تحقق برابري ، عدالت ، رعايت كامل حقوق بشر و ... مي باشد سهيم باشند . اما باستناد به تجربه تاريخ ، زنان كه نيمي از جمعيت جهان را تشكيل مي دخند از دست يابي كامل به مواهب توسعه دور مانده اند و اين مهم در تمامي جنبه هاي فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي قابل بررسي است . از نتايج مطالعات زنان در مقياس ملي و بين المللي چنين بر مي آيد كه بهبود وضعيت آنان و به تبع بهبود وضعيت جامعه ، دركنار عوامل ساختاري به مشاركت زنان بويژه در تصمصم گيريهاي خرد و كلان ارتباط دارد . اعلاميه جهاني حقوق بشر سازمان ملل اعلام ميكند : كليه افراد بشر آزاد زاده ميشوند و از نظر حقوق با هم مساوي هستند . اما هنوز آزادي ، منزلت و برابري زنان پيوسته بوسيله قانون و رسوم آنهم به روشهايي كه براي مردان وجود ندارد مورد مسامحه قرار ميگيرد . صرف اعطاي حقوق مساوي در قوانين اساسي كشور ها در اين زمينه كافي نبوده بلكه سياست گذاريها و برنامه هاي ملي و ابزارهاي بين المللي از ضرورت و راهكارهاي نيل به مشاركت مؤثر زنان در توسعه پايدار كشورها است .